حالم خوب شده خدارو شكر دوستانفقط مشكل سرفه هام هست كه اونم بخاطر اينه كه با دهن باز يك مسير طولانيو تووهواي سرد دوديدمرسيدم خونه از گلوم خون ميومد ديشب هم كلي گريه كردم همش قيافه مرده ميومد تو ذهنم گريم مىگرفت كلي گلگاوزبونو استامينوفن و اينا دادن بهم تا سر دردم خوب شه آخرشم خوابم نبرد ميترسيدممامان شب اومد كنارم خوابيد تا خوابم برد همه ناراحت بودن داداشي ميگفت ميكشم مرده رو بابام هم گفت از اين به بعد با133بيا يا خوم ميبرمت يا مامانت.امروزم رفت برام sprayفلفل بگيره از policeشوكر غير قانونيه ممكنه بزنم طرفو فلج كنم باز اسبري فلفل بهتره!صبحم بابا بردم دانشگاه ظهرم مامان اومد دنبالم كلي داره بهم خوش ميگذره
شرح واقعه: ساعت 17:35روز دوشنبه بود كه از دانشگاه سوار اتوبوس شدم!اتوبوس سره خيابون 8 نگه ميداره خونه ما خيابون 4 كوجه4 بلوار خلوت خلوت بود هوا هم تاريك منم از اوتوبوس بياده شدم و بين 8و6 بودم كه ديدم يك آقايي هم تقريبا40-45ساله داشت از جلو ميمومد عينكمو نزده بودم ولي خب قيافش يادمه!هيج كس هم نبود هيج كس!!! تو بياده رو داشتم با فاصله از كنارش رد ميشدم كه يكدفعه بريد بازومو گرفت شروع كر
برچسب: دزدان دریایی کارائیب,دزد به انگلیسی,دزدان دریایی,دزد,دزد عروسکها,دزد و پری,دزدی,دزدان دریایی کارائیب 4,دزدیدن به انگلیسی,دزد دریایی,
نویسنده: بنیامین موسوی
تاريخ: چهارشنبه
19 آبان
1395 ساعت: 5:33